کیهان تهران، ابراهیم حامدی و خواست «آرایش جنگی» در اینترنت

«کیهان» را بلندگوی خامنه‌ای می‌دانند. این روزنامه که با بودجه عمومی اداره می‌شود از افراطی‌ترین روزنامه‌ها و بلندگوهای جریان غالب حکومتی محسوب می‌شود. مدیرمسئول آن مستقیم از سمت خامنه‌ای منصوب می‌شود. اکنون مدیرمسئول آن «حسین شریعتمداری» است؛ کسی که به «حسین بازجو» مشهور است و خود او نیز در پاسخ به این اتهام مدعی شد اگرچه بازجو نبوده است ولی به بازجویی افتخار می‌کند. 

برای شناخت منش سیاسی حسین شریعتمداری - که اکنون سردبیر کیهان نیز است - کافی‌ست به یاد آورده شود او کسی است که در رخدادهای پس از سال ۸۸ و پس از شهادت «صانع ژاله» توسط نیروهای جمهوری اسلامی به تلویزیون جمهوری اسلامی آمد و مدعی شد صانع ژاله از نیروهای نفوذی جمهوری اسلامی بوده و برای آن‌ها فعالیت می‌کرده است!

با این وصف نباید از نوع نگاه کیهان به فضای مجازی شگفت‌زده شد؛ حتی اگر از زبان «تحلیلگران» وابسته به جریان فکری - سیاسی جناح خود، مدعی شود که کشورهای غربی برای «نابودی آینده کودکان ایرانی» از طریق یک کلیپ موسیقی، چهار سال طرح ریخته‌اند. «محمد سرشار» - که پیش از این به مشی تروریسم‌پسند و فساد مدیریتی او در تواناتک پرداخته شده بود - نیز از جمله نویسندگان و شخصیت‌های مورد علاقه کیهان برای ابراز نظر درباره فضای مجازی است. او در یک سناریوی توطئه‌انگارانه مدعی می‌شود «ابراهیم حامدی» - خواننده مشهور و محبوب ایرانی - از جمله عناصری است که از طریق سرمایه‌گذاری یک اسراییلی به نام «جاناتان مهریان» شرکتی را راه‌اندازی کرده‌اند تا کودکان ایرانی را به «مصرف الکل، مواد مخدر و هرزه‌نگاری» تشویق کنند و از این طریق آن‌ها را آلوده سازند!

این سناریوی تخیلی برای یک ذهن نرمال و غیرایدئولوژیک شاید تخیلی و خنده‌دار به نظر برسد و در سلامت روان کسانی که چنین سناریوهایی می‌سازند تردید کند ولی واقعیت این است که این مدعیاتی است که کیهان تهران با بودجه ملت ایران در گزارش‌های منتشر‌شده خود به آن استناد می‌کند تا کارگزاران جمهوری اسلامی را به بگیر و ببند بیش‌تر در فضای مجازی قانع کند. به عنوان نمونه این‌جا را ببینید.

حسین شریعتمداری به دروغ جاویدنام صانع ژاله را نیز جاسوس حکومت معرفی کرده بود!
مدیرمسئول کیهان به دروغ جاویدنام صانع ژاله را نیز جاسوس حکومت معرفی کرده بود!

کیهان حتی پیش‌تر می‌رود و وضعیت فضای مجازی در کشور را چنان قرمز می‌بیند که خواستار «آرایش جنگی» در کشور می‌شود. به این جمله‌ها دقت کنیم: «مسئولان فضای مجازی کشور در بخش‌های مختلف سیاست‌گذاری و ساماندهی و همچنین تأمین زیرساخت‌های مورد نیاز برای قوی شدن، حفظ استقلال و مبارزه در این نبرد مجازی به راستی در جهت قوی شدن حرکت کرده و آرایش جنگی گرفته‌اند؟ آیا رفتار و تحرکات شورای عالی فضای مجازی با تشکیل نامنظم و دیر به دیر جلسات و خروجی‌های کم‌اثر یا مصوبات بدون ضمانت اجرایی و بدون نظارت درست بر روند اجرای آنها، شباهتی به یک اتاق فکر و عملیات در میدان جنگ مجازی دارد؟... این شیوه مدیریت در عرصه نبردی که قابل کتمان نیست خیال دشمن را نگران می‌کند یا آسوده؟  آیا می‌توان تصور کرد فرمانده ترابری یا مسئول ساخت معبر و خاکریز مورد نیاز سربازان در زیر آتش دشمن، به جای انجام وظیفه‌ای که یک لحظه غفلت از آن می‌تواند جان سربازان یا مردم را به خطر بیندازد با فراغ بال و خیال راحت مشغول سلفی گرفتن با در و دیوار باشد؟!»

در واقع اگر کسی در ایران زندگی نکند و فضا را نشناسد و این خطوط را بخواند واقعا تصور می‌کند جان مردم به واسطه فضای مجازی در خطر است و «دشمن» به زندگی و زیست ایرانیان آتش می‌باراند!

استفاده از ادبیات جنگی برای توصیف نگرانی‌‌ درباره فضای مجازی کاملا معنادار است؛ هدف این گروه‌ها و افراد این است که با نشان‌دادن فضای مجازی به عنوان صحنه جنگ، هواداران خود را قانع سازند که باید بیش از این گلوی فضای مجازی فارسی‌زبان را گرفت و حلقه زیست آن را تنگ‌تر و تنگ‌تر کرد. این ادبیاتی است که دقیقا خامنه‌ای نیز از آن استفاده می‌کند.

حتی فراتر از نوع کلام و انتخاب واژگان، کیهان از مثال‌های خامنه‌ای نیز برای توجیه ایجاد محدودیت بیشتر بر فضای مجازی نیز استفاده می‌کند؛ خامنه‌ای در سخنرانی خود در فروردین ۱۴۰۰ مدعی شد «همه کشورهای دنیا» بر فضای مجازی اعمال مدیریت و محدودیت می‌کنند و کیهان نیز در یادداشتی که پس از سخنرانی خامنه‌ای منتشر کرد چنین نوشت: «نمونه‌های بسیار زیادی از کشورهای اروپایی، آمریکا و کشورهای کوچک و بزرگ دنیا را می‌توان مثال زد که با اتخاذ روش‌ها و قوانین سختگیرانه در حوزه فضای مجازی اجازه نمی‌دهند ذره‌ای از منافع این کشورها تهدید شود. نمونه‌های زیادی از مجبور کردن پیامرسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی غیر بومی به تبعیت قوانین داخلی کشورها از جمله در ترکیه، چین، استرالیا، روسیه، آمریکا و... و تلاش کشورها برای حرکت به سمت حمایت از امکانات و خدمات بومی را می‌توان برشمرد که متاسفانه دقیقاً برعکس شیوه مدیریت منفعلانه این فضا در کشورمان است.»

بدون‌ سند و مدرک حرف‌زدن از خصوصیات مدیریت کلان در جمهوری اسلامی است و این به کیهان نیز سرایت کرده است وگرنه باید نشان می‌داد که در ایالات متحده و استرالیا چه زمانی و چگونه یک پیام‌رسان را «مجبور» کرده‌اند در جهت «منافع این کشورها» حرکت کند و در جهت تامین آن منافع بکوشد؟!