درخواست صریح کیهان؛ در گردش آزاد اطلاعات اختلال ایجاد کنید

در جمهوری اسلامی تلاش می‌شود مقابل گفتمان مدرنیته و نظم بین‌الملل ایستادگی صورت بگیرد؛ این ایستادگی در صورت‌های رسمی‌تر خود بیش‌تر در قالب معادل‌سازی برای مفاهیم پذیرفته‌شده بین‌المللی خود را نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، مفاهیم پذیرفته‌شده کاملا رد نمی‌شوند بلکه تلاش می‌شود معادلی برای آن دست‌وپا شود تا به قامت ناساز بی‌اندام جمهوری اسلامی سازگار شود.

به عنوان نمونه می‌توان به مفهوم دموکراسی اشاره کرد. مفهومی جاافتاده که کاملا تعبیر معرفتی و عملیاتی خود را نشان داده است و صورت اجرایی آن را می‌توان در کشورهای مختلف دنیا مشاهده کرد ولی در ایران، کارگزاران جمهوری اسلامی با هواکردن مفهوم «مردم‌سالاری دینی» تلاش کردند ضمن آنکه نشان دهند با اصل دموکراسی مشکلی ندارند ولی در عین‌حال خود را از پیامدهای پذیرش دموکراسی رها سازند؛ یعنی همان مشی استبدادی را پیش ببرند ولی این بار با نام مردم‌سالاری دینی و مدعی شوند این همان دموکراسی است!

در مسائل مربوط به سیاست‌گذاری‌های اینترنتی و فضای مجازی در قالب جمهوری اسلامی نیز این مسئله خود را نشان داده است. به عنوان نمونه جمهوری اسلامی تلاش کرده است شبکه‌ها و پیام‌رسان‌های موازی با تلگرام یا واتس‌اپ بیافریند همچون سروش، بله، و یا از این دست که البته تجربه‌هایی ناکام در آمدند.

ولی به نظر می‌آید فشار شبکه‌های اجتماعی و تبعات حضور گسترده ملت ایران در این شبکه‌ها چنان سنگین شده است که برخی کارگزاران جمهوری اسلامی که بی‌تعارف‌تر سخن می‌گویند عملا مفاهیم پذیرفته‌شده و محترم بین‌المللی را صراحتا رد می‌کنند و یا در آن تشکیک‌ جدی وارد می‌کنند؛ به عنوان نمونه می‌توان به مفهوم «جریان آزاد اطلاعات» اشاره کرد.

در یادداشتی که در ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ در کیهان تهران منتشر شده است فردی به نام «عبدالله علوی» صراحتا با این اصل بنیادین بین‌المللی مخالفت می‌کند و آن را یک «اصل آمریکایی» برای «سلطه فکری و فرهنگی» می‌خواند. نکته جالب‌توجه این است که خود او نیز معترف است که مخالفت با اصل جریان آزاد اطلاعات «جرئت» می‌خواهد؛ ولی به نظر می‌رسد این جرئت نزد کارگزاران جمهوری اسلامی به وفور یافت می‌شود. 

کیهان بلندگوی رسمی خامنه‌ای است
کیهان بلندگوی رسمی خامنه‌ای است. از جمله در حوزه فضای مجازی

بهتر است از خود او بخوانیم: «امروزه اصل جریان آزاد اطلاعات، یک اصل پذیرفته‌شده بین‌المللی است؛ به‌گونه‌ای که کم‌تر کسی به خود جرئت مخالفت علنی با آن را می‌دهد. آزادی و عدم کنترل اطلاعات، به عنوان علامت دموکراسی و رشدیافتگی مطرح شده است و گویی تردید در آن، خبر از عقب‌افتادگی جامعه دارد. مبتنی بر این اصل جهانی، هر گونه مدیریت و اعمال محدودیت در انتشار اطلاعات، ممنوع بوده و برخلاف حقوق بشر محسوب می‌شود؛ هرچند که آن اطلاعات گمراه‌کننده و آسیب‌زا باشند! اگر تاریخچه این اصل را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم این اصل آمریکایی، برخلاف ظاهر فریبنده‌اش، دستاویزی برای سلطه فکری و فرهنگی بوده است.»

او در ادامه این بحث را به میان می‌آورد که ایالات متحده به کمک دانشمندان علوم ارتباطات و همچنین ابزار دیپلماتیک موفق شد این اصل را به یکی از اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر تبدیل کند؛ و تثبیت جریان آزاد اطلاعات، به زعم نویسنده این یادداشت، «تدارک سلطه رسانه‌ای و نقض حاکمیت ملی کشورها» بود.

با چینش چنین رهیافت آمریکاستیزانه‌ای است که نویسنده روزنامه کیهان - که زیر نظر خامنه‌ای اداره می‌شود - خواستار آن می‌شود که جریان آزاد اطلاعات در ایران بیش از حد کنونی نقض شود. این صراحت کلام اوست: «طبیعتاً در چنین فضایی، پایداری انقلاب اسلامی وابسته به مدیریت و فرماندهی بومی اطلاعات است و شبکه ملی اطلاعات دقیقاً در چنین فضایی تعریف و طراحی می‌شود.»

این یادداشت از این‌رو مهم است که در کیهان تهران منتشر می‌شود؛ کیهان تهران از این‌رو مهم است که مدیر مسئول آن منصوب خامنه‌ای است؛ خامنه‌ای از این‌رو مهم است که خواسته‌های او در ایران عملیاتی می‌شود و این‌چنین است که در روزنامه‌ای که با بودجه عمومی اداره می‌شود، نقض گردش آزاد اطلاعات و حق بدیهی مردم توجیه می‌شود و حتی اجرایی‌شدن بیش‌تر آن توصیه می‌شود.