هراس از شفافیت

چرا جمهوری اسلامی به شبکه‌های اجتماعی اتهامات امنیتی می‌زند؟

«متخصصان سواد رسانه‌ای» در جمهوری اسلامی گاهی سخنانی می‌گویند که در حالت عادی می‌توان آن را شوخی یا جوک فرض کرد ولی با توجه به اینکه جمهوری اسلامی خیلی جدی در راستای محدودسازی فضای مجازی عمل می‌کند، این اظهارات را می‌توان نادانی آشکار نسبت به ماهیت پیام‌رسان‌های اجتماعی دانست.

به عنوان نمونه فردی به نام «محمد فروهر» که در خبرگزاری رسمی حوزه از او به عنوان «استاد سواد رسانه‌ای» نام برده می‌شود پیش از این در اسفند ۹۶ پیرامون تلگرام گفته بود«فضای مجازی مانند دانشگاهی است که جوانان ما را آموزش می‌دهد و ۲۳ میلیون جوان ما در این دانشگاه آمریکایی حضوری فعال دارند... تلگرام اخلاق سکولار، بی‌محلی و بی‌طرفی را در کشور رواج می‌دهد و فتنه‌ای که ماه گذشته در کشور رخ داد، از طریق این شبکه اجتماعی صورت گرفت»!

محمد فروهر احتمالا به کانال تلگرامی آمدنیوز اشاره داشت که در آن زمان از محبوبیت بسیار زیادی میان کاربران میلیونی تلگرام در ایران برخوردار بود و در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۹۶ نیز نقش بسیار بارزی در خبررسانی پیرامون اعتراضات بازی کرد. ولی این «متخصص سواد رسانه‌ای» این اندازه در نمی‌یابد که تلگرام خود تولید محتوا نمی‌کند بلکه کانال‌ها و افراد حاضر در این شبکه اجتماعی، دست به تولید محتوا می‌زنند. همانگونه که افراد وابسته و هوادار جمهوری اسلامی نیز می‌توانند در تلگرام کانال زده و مطالب مورد پسند خود را پست کنند و در معرض چشمان مخاطب قرار دهند.

احتمالا مخاطب نزد خود فکر خواهد کرد این توضیحات بدیهی است و چه نیازی به بازگویی آن؟ ولی واقعیت این است که بسیاری از افراد تاثیرگذار در سیاست‌گذاری‌های رسانه‌ای در کشور از این بدیهیات نیز آگاه نیستند و همانطور که در بالا خواندیم، تلگرام را «دانشگاه آمریکایی» می‌پندارند؛ در حالیکه نه موسس تلگرام آمریکایی‌ست، نه دفتر آن در آمریکاست و نه اینکه اساسا تلگرام در آمریکا، پلتفرم فراگیر و محبوبی است؛ زیر چهار میلیون نفر در آمریکا از تلگرام استفاده می‌کنند و در مقایسه با فیس‌بوک مسنجر که بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در آمریکا از آن بهره می‌گیرند، می‌توان به میزان محبوبیت تلگرام در این کشور دست یافت. 

جمهوری اسلامی بیشترین‌ اتهام امنیتی را به تلگرام زده است
جمهوری اسلامی بیش‌ترین‌ اتهام امنیتی را به تلگرام زده است

درواقع، واقعیت چیز دیگری‌ست. واقعیت این است که جمهوری اسلامی از شفافیت می‌هراسد و چون فضای شبکه‌های محبوب اجتماعی در دنیا، تحت مدیریتش نیست، تلاش می‌کند فضا را امنیتی جلوه دهد و به خود شبکه‌ها اتهامات امنیتی وارد کند تا اصل برخورد را مشروع جلوه دهد.

درواقع در شبکه‌های اجتماعی تضارب آرا به‌شدت بالاست و در خلال جدال‌ها، گفتگوها و مناظره‌های مجازی بین افکار و سلیقه‌های گوناگون، شفافیت نیز رخ نشان می‌دهد و برای سیستمی که پس از گذشت نزدیک به شش ماه، هنوز هیچ آماری از جان‌باختگان آبان ۹۸ ارائه نداده است، طبعا شفافیت هیچ مطلوبیتی ندارد.

به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به مسئله بحران کرونا و نوع واکنش جمهوری اسلامی به آن اشاره کرد. جمهوری اسلامی به شهادت کارشناسان و گفته خود مقامات جمهوری اسلامی - همچون سخنان وزیر سابق بهداشت - مقابل مسئله کرونا ضعیف عمل کرد. از آنجا که کانال‌‌های رسمی اطلاع‌رسانی همچون صداوسیما اعتبار بسیار پایینی میان مردم دارند، فضا برای شبکه‌های اجتماعی و اطلاع‌رسانی از کانال آن‌ها، مهیا شده بود. همین نکته جمهوری اسلامی را بسیار هراساند و موجب ده‌ها بازداشت شد؛ بازداشت افرادی که صرفا به بیان مشاهدات خود یا اطلاعات خود از مسئله کرونا پرداخته بودند!

برای آنکه با نگاه جمهوری اسلامی مقابل مسئله کرونا و هراس از شفافیت بیش‌تر آگاه شویم کافی‌ست این سخنان از شخصی به نام «زهرا ابراهیمی» را نقل کنیم که «خواندن خبرهای بد» درباره کرونا در فضای مجازی را عامل «ترس شدید» مردم دانسته است.

زهرا ابراهیمی که عنوان «کارشناس اخلاق مرکز ملی» را یدک می‌کشد می‌گوید«نکته مهم در باب ویروس کرونا این است که ملتهب‌شدن فضای مجازی منجر به ترس اکثر مردم شده...همین مساله باعث شده تا مردم در شرایط فعلی از حیث روحی دچار ترس شَدید از بیماری شوند تا جایی که با خواندن علائم ویروس کرونا، گویا افراد، ناخواسته برخی از علائم را در وجود خود حس می‌کنند.»

کاملا بارز است آنچه جمهوری اسلامی را می‌هراساند، روشدن دست‌های بی‌کفایت و ناکارآمد در قبال بحران‌های کشور است. فضای مجازی فضا را برای شفافیت بیش‌تر فراهم کرده است و این برای جمهوری اسلامی چاره‌ای نمی‌گذارد جز اینکه همچون دن‌کیشوت به جنگ از پیش باخته با شبکه‌های اجتماعی برود!

 

 

مطالب مرتبط

آگاهی‌بخشی درباره کرونا؛ جرم نانوشته

دیوار کوتاه فضای مجازی در روزهای کرونازدگی