رسانه‌های رسمی ولی نامعتبر

درباره بی‌اعتمادی عمومی در ایران به رسانه‌های رسمی

اساسا جمهوری اسلامی در حوزه فضای مجازی تلاشی دوسویه دارد؛ از یک سو به تلاش‌های سخت‌افزاری برای کنترل فضای مجازی دست می‌زند که می‌توان به فیلترینگ و یا تاسیس پیام‌رسان‌های داخلی و یا حتی استفاده از هکرها اشاره کرد و از سوی دیگر تلاش می‌کند به صورت نرم فضا را به نفع خود و گفتمان مطلوب خود تغییر دهد که در این راه از ترفندهای متنوع‌تری استفاده می‌کند.

در این راه می‌توان به ایجاد و پخش اطلاعات انحرافی، استفاده از اکانت‌های ناامن، بهره‌گیری از توانایی ارتش سایبری و از این دست ترفندها اشاره کرد. یکی از مسائلی که طی سال‌های اخیر مورد توجه سیاستگذاران رسانه‌ای جمهوری اسلامی قرار گرفته است، بحث از «سواد رسانه‌ای» است؛ آنان به طور خلاصه بر این باور هستند که استفاده از فضای مجازی توسط افراد نیازمند سواد رسانه‌ای است و استفاده گسترده از فضای مجازی بدون سواد رسانه‌ای، به اشخاص ضربه می‌زند. البته بارز است که در اینجا سواد رسانه‌ای، حامل مفاد ایدئولوژیک قدرتمند است و بر خلاف نام - احتمالا - گمراه‌کننده‌اش ارتباطی با توانایی‌های فنی و تکنیکی استفاده از رسانه‌ها ندارد.

در همین راستا و طی روزهای اخیر در فروردین ۹۹ مطلبی در وبسایت‌های نزدیک به جمهوری اسلامی منتشر شده است که در آن در قالب توصیه‌هایی دسته‌بندی‌شده، تلاش می‌کند اذهان مخاطبان را به سمت جهت‌گیری مطلوب رسانه‌ای خود هدایت کند. توصیه‌هایی که تحت‌تاثیر بحران کرونا در ایران نوشته شده است و تلاش می‌کند از رسانه‌های غیرحکومتی و منتقد و مخالف، اعتبارزدایی کند و بلکه توجه مخاطبان را به رسانه‌های حکومتی جلب نماید. نکته محوری که در این توصیه‌ها به کار می‌رود، تلاش برای اخلاقی‌کردن مسئله است. یعنی تهیه‌کنندگان این متن تلاش کرده‌اند از رسانه‌های منتقد جمهوری اسلامی تصویری ضداخلاقی بیافرینند که اساسا دروغ محور فعالیت‌شان است.

برخی از این توصیه‌ها از این قرار هستند؛ ۱- به رسانه‌های رسمی مراجعه کنید ۲- همه رسانه‌ها بی‌طرف نیستند ۳- بازنشر زیاد یک خبر نشانه صحت آن نیست ۴- شفافیت در منابع مالی رسانه.

صداوسیمای جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نتوانست اعتماد عمومی را جلب کند
صداوسیمای جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نتوانست اعتماد عمومی را جلب کند

نکته جالب توجه اینجاست که در توصیه‌هایی که در بالا به مخاطبان شده است از قضا خود جمهوری اسلامی و رفتار رسانه‌ای آن مورد بیشترین انتقاد است. به عنوان نمونه به شرح تفصیلی‌تر دو مورد از توصیه‌های بالا اشاره می‌کنیم. در توصیه دوم تاکید شده است همه رسانه‌ها بی‌طرف نیستند و در توضیح آن آمده است: «با اندکی تامل در روند انتشار اخبار خبرگزاری‌ها و رسانه‌های مختلف می‌توان به اینکه آیا جهت‌گیری سیاسی در روند کار این رسانه وجود دارد یا نه پی برده و در باور کردن اخبار آن‌ها کمی تامل کرد.»

ولی از قضا مشکل اینجاست که اگر «جهت‌گیری سیاسی» در کار رسانه‌ای یک ایراد است این ایراد بیش از همه بر رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی سوار است که صرفا جهت‌گیری سیاسی ندارند بلکه حتی گاهی وقایعی را به طور کامل نمی‌بینند یا از آن روایتی کاملا واژگونه ارائه می‌دهند. به عنوان نمونه می‌توان به مسئله صانع ژاله اشاره کرد که در حالیکه در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در تهران و در جریان تظاهرات اعتراضی جان باخت، در برنامه‌های تحلیلی تلویزیون به عنوان یک بسیجی و نفوذی نیروهای حزب‌اللهی معرفی شد!

یا در بحث از مورد مربوط به شفافیت منابع مالی و در توضیح آن آمده است: «شناخت منابع مالی هر رسانه یا خبرگزاری و اتصال آن به نهاد‌ها و دستگاه‌های مختلف می‌تواند یکی از بهترین روش‌ها برای تشخیص صحت اخبار آن رسانه باشد.» در واقع در این بخش، نویسنده یا نویسندگان وابستگی احتمالی رسانه‌های غیرحکومتی در خارج از کشور به منابع مالی مستقر در برخی از کشورها را علتی بر بی‌اعتباری اخبار آنان دانسته است. این در حالی‌ است که صداسیما اساسا بخش بزرگی از بودجه رسمی کشور را به خود اختصاص می‌دهد و رییس آن نیز مستقیما توسط شخص خامنه‌ای تعیین می‌شود. با همین منطق، آیا صداوسیما رسانه‌ای بی‌اعتبار نیست؟!