فیلترینگ با طعم شیرین پول؛ شاید این سادهترین توصیف برای وضعیتی باشد که حالا بیش از هزار ساعت ادامه پیدا کرده. نود میلیون نفر در یک بنبست به نام اینترنت ملی گیر افتادهاند و دسترسی به اینترنت جهانی قطع شده؛ بحرانی که حالا وارد چهلوسومین روز خود شده است.
در این میان، طرحهایی مثل اینترنت پرو که اپراتورها به شرکتها و برخی اصناف ارائه میکنند، عملا یک تضمین روشن دارند: یک گروه خاص، حتی در زمان قطع اینترنت بینالملل هم، همچنان به شبکه جهانی دسترسی پایدار خواهند داشت.
«اینترنت پرو» در واقع همان اینترنت طبقاتی است، فقط با ظاهری بزکشدهتر. به شرکتها و گروههای خاص وعده اتصال پایدار و بدون محدودیت میدهد، اما در طرف مقابل، شهروند عادی برای سادهترین نیاز ارتباطی خودش باید وارد بازاری شود که هیچ شباهتی به یک بازار معمولی ندارد. بازاری که قیمتها در آن نه بر اساس منطق اقتصادی، بلکه بر پایه قحطی مصنوعی تعیین میشود.
این وضعیت فقط یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست؛ بلکه به یک آزمون اخلاقی هم تبدیل شده. استفاده از اینترنت طبقاتی دیگر صرفا یک انتخاب شخصی نیست، بلکه نوعی مشارکت در یک ساختار نابرابر است؛ ساختاری که دسترسی به اطلاعات را بر اساس جایگاه و توان مالی تقسیم میکند.
کاربری به نام فرخ در این باره نوشته:
«اینترنت طبقاتی فقط تصمیم حاکمیتی نیست،
یه آزمون شخصیه.
وقتی اینترنت طبقاتی رو میپذیری و ازش استفاده میکنی، داری به نابرابری رسمیت میدی.
این یعنی خیانت به مردم.»
در این ۴۳ روز، میلیونها نفر کسبوکارشان را از دست دادهاند. مشاغل آنلاین، فریلنسرها، فروشگاههای اینترنتی و حتی خدمات سادهای که به پیامرسانها وابسته بودند، عملا از کار افتادهاند. اما در طرف دیگر، یک بازار زیرزمینی پررونق شکل گرفته که سودش نه به مردم، بلکه به حلقهای محدود از واسطهها و دارندگان دسترسی خاص میرسد.
کاربری که حالا مجبور است برای چند گیگابایت اتصال ناپایدار، چند میلیون تومان هزینه کند. قیمتها بهقدری بالا رفته که در برخی موارد هر گیگابایت تا حدود ۹۰۰ هزار تومان یا حتی بیشتر فروخته میشود و بستههای چندگیگابایتی به چند میلیون تومان رسیدهاند.
اکثریت کاربران که بیرون از این چرخه قرار دارند، با بازاری روبهرو شدهاند که میتوان آن را یکی از بیقاعدهترین و پرریسکترین بازارهای سالهای اخیر دانست. در روزهای اول بحران، قیمت هر ۱۰ گیگابایت کانفیگ به حدود ۲ میلیون تومان رسید، اما حالا کار به جایی رسیده که بعضی فروشندگان برای هر گیگابایت تا ۲ میلیون تومان هم مطالبه میکنند. در نمونههای دیگر، سرویسهای OpenVPN برای هر گیگ حدود ۵۰۰ هزار تومان و سرویسهای V2Ray تا ۷۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شدهاند. حتی گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد قیمت هر گیگابایت به حدود ۹۰۰ هزار تومان رسیده و بستههای ۵ گیگابایتی از مرز ۳ میلیون تومان عبور کردهاند.
در مقابل این وضعیت، یک تناقض جدی شکل گرفته است. از یک طرف، میلیونها نفر از چرخه اقتصادی حذف شدهاند و کسبوکارشان از بین رفته، اما از طرف دیگر، گروهی از همین بحران به سودهای کلان رسیدهاند. فروشندگان کانفیگ، واسطههای دسترسی، دارندگان آیپیهای فعال و کسانی که به دیتاسنترهای خاص دسترسی دارند، حالا به بازیگران اصلی یک بازار چندصد میلیاردی تبدیل شدهاند. نتیجه این روند، انتقال مستقیم ثروت از جیب عموم مردم به جیب یک اقلیت برخوردار از رانت است.
برای فهم این قیمتهای عجیب، فقط نمیشود به افزایش تقاضا اشاره کرد. کارشناسان شبکه از شکلگیری یک رانت ساختاری در دسترسی به دیتاسنترها و مسیرهای محدود اتصال به اینترنت جهانی صحبت میکنند. آیپیهایی که هنوز امکان ارتباط با خارج دارند، حکم طلا را پیدا کرده اند. همین موضوع باعث شده هزینه زیرساخت بهشدت بالا برود. سرورهایی که قبل از بحران حدود ۱۱ میلیون تومان قیمت داشتند، حالا بین ۸۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان معامله میشوند. این افزایش، مستقیم روی قیمت نهایی برای کاربران اثر گذاشته و اینترنت را از یک خدمت عمومی، به یک کالای لوکس تبدیل کرده است.
کاربری با لحنی کنایهآمیز نوشته:
«باورت میشه ما اینترنتی میخوایم که فقط دوباره بتونه ویپیانمون وصل شه.
درد از این بالاتر؟»
در کنار همه اینها، موج گستردهای از کلاهبرداری هم شکل گرفته است. فروش کانفیگهای بیکیفیت یا کاملا غیرواقعی، تبلیغات فریبنده درباره اینترنت ماهوارهای، و حتی ابزارهایی مثل رباتهای موسوم به «مشاهده حجم» که در واقع برای سرقت اطلاعات کاربران طراحی شدهاند، بخشی از این چرخه هستند. این رباتها از کاربر میخواهند کانفیگش را ارسال کند و بعد اطلاعات دسترسی او را استخراج میکنند و همان دسترسی محدود را هم از بین میبرند.
همزمان، کانالهای تلگرامی پر شدهاند از تبلیغاتی که نه قابل راستیآزمایی هستند و نه امکان نظارت مشخصی روی آنها وجود دارد. فضایی شکل گرفته که حتی برخی کانالهای افشاگر هم تبدیل به محلی برای تبلیغ همان کلاهبرداران شدهاند.
از طرف دیگر، تبلیغات گستردهای برای فروش اینترنت ماهوارهای هم دیده میشود که در بسیاری از موارد هیچ پایه فنی واقعی ندارد. بستههایی با قیمت ۳۰ تا ۲۰۰ دلار فروخته میشوند، اما در عمل چیزی جز تونلهای معمولی یا سرویسهای بیکیفیت نیستند. نبود امکان پیگیری قانونی، عملاً دست کلاهبرداران را باز گذاشته است.
در چنین شرایطی، همان تناقض دوباره خودش را نشان میدهد: میلیونها نفر از اقتصاد حذف شدهاند، اما گروهی دیگر از همین بحران به سودهای کلان رسیدهاند. فروشندگان کانفیگ، واسطهها و دارندگان دسترسی خاص، حالا گردانندگان اصلی یک بازار چندصد میلیاردی هستند.
برای دیدن عمق این وضعیت، کافی است به یک روایت ساده نگاه کنیم: مادری بازنشسته برای اینکه فقط بتواند به دختر مهاجرتکردهاش پیام بدهد و بگوید «ما هنوز زندهایم»، مجبور میشود برای ۵ گیگابایت اینترنت ۸ میلیون تومان بپردازد. همان فروشنده، همان کانفیگ را به جوانترها ۳ میلیون تومان میفروشد. اما وقتی به چهره پریشان این زن نگاه میکند، میداند که او ناوارد است و اعتراضی نخواهد کرد!
در نهایت، آنچه بعد از ۴۳ روز و بیش از ۱۰۰۰ ساعت شکل گرفته، فقط یک قطعی اینترنت نیست. این یک مدل جدید از حکمرانی بر اینترنت است؛ مدلی که در آن دسترسی آزاد حذف شده، اینترنت به کالایی لوکس تبدیل شده، بازار سیاه آن زیر سایه رانت و انحصار شکل گرفته و تمام هزینههایش مستقیماً روی دوش مردمی افتاده که هیچ نقشی در این تصمیمها ندارند.