تواناتک: استیو بالمر در سال ۱۹۵۶ در اطراف شهر دیترویت امریکا به دنیا آمد و دوران کودکی را در همانجا سپری کرد؛ پدرش در آنجا از مدیران شرکت بزرگ خودروسازی فورد بود. بالمر ۱۴ سال مسئولیت مدیریت اجرایی مایکروسافت را بر عهده داشت.
استیو پس از تحصیلات ابتدایی، به دانشگاه هاروارد وارد شد و مدرک لیسانس خود را در رشته ریاضیات و اقتصاد از این دانشگاه دریافت کرد. پس از آن به دانشگاه استنفورد رفت و تجارت خواند اما برای پیوستن به مایکروسافت درس خود را در این دانشگاه نیمه کاره رها کرد و به استخدام این شرکت در آمد. او سی و یکمین کارمند مایکروسافت بود که توسط بیل گیتس برای بخش تجاری شرکت در نظر گرفته شده بود.
پس از ورود به مایکروسافت در سال ۱۹۸۰ و پیش از تصدی پست مدیر اجرایی شرکت، در پستهای متعددی از جمله نایب رئیس ارشد فروش، نایب رئیس ارشد سختافزار و نایب رئیس ارشد بازاریابی این کمپانی مشغول به کار بود و در تمام این مناصب کارنامهای در خور از خود به جای گذاشت. یکی از مهمترین کارهای او در دوران پیش از مدیریت اجرایی، طرحریزی و اجرای یکی از پروژههای بسیار موفق مایکروسافت یعنی اسکایپ بود؛ برنامهای برای ارتباطات اینترنتی که دهها میلیون کاربر دارد و تاثیرات عمیقی بر تکنولوژی مخابراتی و شرکتهای تلفن همراه گذاشته است، به طوریکه باعث شد پس از فراگیر شدن این نرمافزار و برنامههای مشابه، قیمت سرسامآور تعرفههای تلفن همراه پایین بکشد.

بالمر پنجاه و یکمین مرد ثروتمند جهان به روایت مجله فوربس است و در این لیست دومین نفری است که ثروت خود را از راهی غیر از ابداع و بنیانگذاری یک تجارت و یا نسبت خانوادگی با بنیانگذار یک تجارت به دست آورده است. ثروت استیو چیزی در حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود و البته لازم به ذکر است که وی سهام خود در مایکروسافت را در سال ۲۰۰۵ (در دوران مدیریت اجرایی) به فروش رساند و دیگر در این شرکت مالک سهامی نیست.
پس از اینکه بیل گیتس تمایلش برای کنارهگیری از سمت مدیریت اجرایی مایکروسافت را مطرح کرد، بالمر که در همان زمان مرد شماره دو این کمپانی بود، برای تصدی این پست توسط هیئت مدیره انتخاب شد و در سال ۲۰۰۰ بر این سکو تکیه زد. در زمان شروع مدیریت اجرایی، بالمر با یک پرونده بزرگ حقوقی رو به رو بود، دولت فدرال و ۲۰ ایالت امریکا از شرکت او شکایت کرده بودند. علیرغم میل گیتس بر پیگیری این دعوی حقوقی و ادامه روند دادرسی، بالمر این روند را به نفع شرکت تشخیص نداد و گفت بسیار چهره بدی خواهد داشت که دولتمان طرف شاکی دعوای حقوقی باشد و ما بخواهیم با دولت در این زمینه در بیفتیم. این بود که به فکر حل کردن این منازعه افتاد و نهایتا موفق به رفع مشکل و لغو شکایت شد.

سالهای آغازین تصدی بالمر بر مدیریت اجرایی مایکروسافت سرشار بود از سودآوری و رشد این شرکت، به طوری که پس از دوره ۱۴ ساله مدیریت وی، درآمد این کمپانی سه برابر شد. ولی مسئله اصلی در رویکرد او نسبت به تکنولوژیهای مدرنتر از کامپیوترهای شخصی، یعنی گوشیهای هوشمند و تبلتها بود که به شکستی بزرگ و پررنگ در کارنامه مدیریتیاش تبدیل شد و نهایتا چند سال بعد از این که اعلام کرد میخواهد یک دهه دیگر در پست مدیریت اجرایی مایکروسافت باقی بماند، هیئت مدیره این شرکت از او خواست که از این پست کنارهگیری کند. استراتژی بالمر در ارتباط با تکنولوژیهای مدرن اصلا بهروز نبود و دید مثبتی نسبت به چنین پدیدههایی نداشت، تا جاییکه اولین تبلت مایکروسافت با نام «سورفیس» با شکست مطلق تجاری رو به رو شد. استیو در سخنرانی خود در سال ۲۰۰۷ بیان داشت که گوشیهای هوشمند اپل هیچگاه نمیتوانند موفق شوند و شانسی برای به دست گرفتن بازار نخواهند داشت که البته امروز میزان نادرستی حرفش به وضوح روشن شده است. پیامد این حرفها و این استراتژیها این شد که امروز مایکروسافت بازار گوشیهای هوشمند و دیگر تکنولوژیهای مدرن را به کمپانیهای رقیب مانند اپل و گوگل و سامسونگ ببازد.
از طرفی دیگر برخوردهای مغرضانه او با کمپانیهای رقیب و هیاهو کردن از دیگر ویژگیهای منفی شخصیت وی به شمار میرود به طوریکه اظهارات بالمر در مورد اپل، گوگل و نرمافزارهای دسترسی آزاد، که بعدها لو رفت و حتی بعضی از حرفهایش در سخنرانیهای عمومی، باعث خدشه به چهره مایکروسافت شد مانند این گفته او درباره گوگل :«من آخر سر این گوگل لعنتی را می کشم!».

واشنگتن تایمز گزارش داده است که بالمر تیم بسکتبال «لوس آنجلس کلیپرز» را پس از جنجالهای بسیار با مالک قبلی این باشگاه، امسال به قیمت دو میلیارد دلار خریداری کرده است که دومین خرید گرانقیمت یک باشگاه ورزشی در میان ورزشهای امریکای شمالی به شمار میرود. شاید بتوان گفت پس از شکست بزرگ بالمر در رشد و شکوفایی مایکروسافت، وی از دنیای تکنولوژی و کامپیوتر بیرون کشیده است و فعالیت تجاری خود را در زمینه ورزش حرفهای پیگیری میکند! البته وی پیشتر هم در دوران جوانیاش اهل سرمایهگذاری در دنیای ورزش، چه در فوتبال امریکایی و چه در بسکتبال بود. فقط باید امیدوار ماند که این بار این تیم محبوب بسکتبال امریکایی به سرنوشتی مشابه شرکت موفق مایکروسافت دچار نشود!