«علاقهتان را دنبال کنید. ایجاد یک کمپانی صرفا برای پول درآوردن اشتباهترین کار است. اگر به چیزی نگاه میکنید که سخت به نظر میآید، شاید آسان باشد یا اگر آسان است شاید سخت باشد. باید عملا امتحان کنید و حتی شکست بخورید، بعد از آن موفق خواهید شد. نگذارید دیگران به شما بگویند نمیتوانید یا نمیشود. به خودتان نگویید نمیشود، این موضوع حتی از نفی دیگران مضرتر است.»
آنچه خواندید بخشی از صحبتهای پیر امیدیار، بیلیونر ایرانی-امریکایی-فرانسوی و یکی از ثروتمندترین شخصیتهای جهان است. میدانید او صاحب چه کمپانی است؟ ایبی(Ebay) یکی از بزرگترین و موفقترین شرکتهای تجارت آنلاین که تاکنون ایجاد شده است.

راهی به سوی خلاقیت
پیر امیدیار متولد ۳۱ خرداد ۱۳۴۶ در پاریس است. مادرش «الهه میرجلالی امیدیار»، دکترای زبانشناسی از دانشگاه سوربن دارد و پدرش جراح است. پدرش در کودکی زمانی که شش سال داشت، پیشنهاد اقامت در مرکز پزشکی دانشگاه «جان هاپکینز» را پذیرفت و آنها به ایالت مریلند امریکا مهاجرت کردند. تنها ۱۴ سال داشت که نخستین برنامه کامپیوتری را برای کتابخانه مدرسهاش نوشت. برنامهای برای تهیه کاتولوگ کتابخانه که برای این کار ساعتی ۶ دلار دریافت میکرد. علاقه و کنجکاویاش به وسایل الکترونیکی را نیز از همانجا کشف کرد؛ حس عجیبی که با دیدن گجتها مثل ماشینحساب در او برانگیخته میشد.
همین علاقه راه آیندهاش را تعیین کرد و تصمیم گرفت که مهندس رایانه شود. وارد دانشگاه تافتز(Tufts) در بوستون شد و سر از مدرسه مهندسی درآورد. اما مهندسی برق و رایانه آن چیزی نبود که میخواست و حتی فهمید که استعداد چندانی در درس خواندن ندارد. کسب نمره پایین در درس شیمی باعث میشود که از کالج مهندسی خارج شود و رشته علم رایانه را دنبال کند.
پیر امیدیار به دنبال برنامهنویسی میرود و میآموزد به زبان “C” برنامه بنویسد. همین موضوع راهش را برای نوشتن برنامههای مکینتاش باز میکند. پس از فارغالتحصیلی دوره کارآموزی را در شرکتی نرمافزاری در کالیفرنیا به نام “Apple subsidiary Claris” که برای مکینتاش کار میکرد، آغاز میکند. کار کمکم برایش به تفریح تبدیل میشود و از نوشتن برنامههایی که دیگران از آن استفاده کردند و راضی بودند، انگیزه پیدا میکند. او در سال ۱۹۹۱ به شروع کار یک کمپانی به نام “Ink Development Corp.” یاری میرساند. این شرکت بعدها به “eShop” تغییر نام میدهد ومایکروسافت در سال ۱۹۹۶ آن را میخرد.
امیدیار تابستان سال ۱۹۹۵ در آخر هفتهای ساکت در خانهاش کلید آغاز حراجی آنلاین ایبی را میزند. در سایت شخصیاش کدی برای یک صفحه به نام “auction web” یا «شبکه حراج» می نویسد تا مردم کالاهایشان را به حراج بگذارند؛ اولین کالایی که فروش می رود یک دستگاه سوراخکن لیزریست که ایراد فنی هم داشت؛ برای پیر باورکردنی نبود کسی دستگاه خراب را ۱۴ دلار بخرد. سایت طرفداران زیادی پیدا میکند. تصمیم میگیرد سایت جدید و جداگانهای درست کند،ٰ حق معامله بسیار پایینی بین ۲۵ سنت تا دو دلار برای فروشندگان تعیین میکند تا آگهیهای فروششان را در سایت بفرستند. بخش بسیار کوچکی از این کمیسیون را خودش برمیدارد. بسیاری از دوستانش تلاش میکنند که او را منصرف کنند و به او یادآور میشدند که آدمها در اینترنت چطور برای خرید و فروش میتوانند به یکدیگر اطمینان کنند. امیدیار در مصاحبهای میگوید که به خوبی ذات آدمها اعتماد دارد و همین موضوع باعث میشود علیرغم مخالفتهای بسیار کارش را گسترش دهد. او در مصاحبهای ادعا میکند: «عملا ۹۹۹ درصد و ۹۹ صدم معاملات ما بدون هیچ کلاهبرداری اتفاق افتاده است. در هر یک میلیون معامله، فقط ۳۰ مورد بوده است که فردی دچار مشکل شود و گزارش کلاهبرداری داده است.»

او غیر از ایبی، مشغول کار بر روی پروژه شخصیاش در “General Magic” بود که اپل از آن پشتیبانی میکرد. ایبی با فراز و نشیبهای زیادی روبرو شد تا اینکه ظرف شش ماه درآمد خوبی پیدا کرد و پس از ۹ ماه به میزانی از سوددهی رسید که از حقوق امیدیار هم فراتر رفت. پیر شغلش را ترک کرد و تمام وقت به ایبی پرداخت.
شکست، آغاز راه موفقیت
پیر در سال ۱۹۹۸ رئیس اصلی ایبی میشود و همان سال از «مگ وایتمن» که فارغالتحصیل بازرگانی از هاروارد بود، دعوت به همکاری به عنوان مدیر اصلی اجرایی میکند. تصمیمی که ایبی را بزرگتر میکند و سایت را در کشورهای آلمان، استرالیا، کانادا، ژاپن و بریتانیا گسترش میدهد. سایت ایبی در سال ۱۹۹۹ دچار شکست بزرگی میشود. سایت یک بار به مدت ۲۲ ساعت و بعد هشت ساعت کاملا از دسترس خارج میشود و آن زمان اینقدر معروف شده بود که حتی سی ان ان اعلام میکند که سرنوشت تجارت آنلاین (e-commerce) با شکست مواجه شده است، پیر سایت را دوباره باز میگرداند و حتی با هزاران مشتری تماس میگیرد و از آنها عذرخواهی میکند. مگ در این مرحله حساس به پیر یادآور میشود که زیرساختهای فنی و تکنولوژیکی ایبی مشکل دارد و آنها ظرف شش تا ۹ ماه مشکلات را برطرف میکنند.

شرکت ایبی آنقدر معروف و موفق است که بسیاری از کاربران از آن استفاده میکنند. پیر حتی در مصاحبهای ادعا میکند تمام دستهبندیهای فروش سایت مانند لباس، کیف و و وسایل الکترونیکی از برترینهای تجارت آنلاین در رقابت با دیگر داد و ستدهای الکترونیکی هستند. او میگوید که فقط در زمینه موسیقی و کتاب این سایت از گروههای دیگر عقب است.
دستآوردهای ایبی
طبق آمارهای اعلام شده ۲۵۰ هزار حراج در سال ۱۹۹۶ در این سایت صورت گرفته بود و ظرف چند ماه تا سال ۱۹۹۷ این رقم به دو میلیون افزایش پیدا کرد. «ایبی» در پیشرفتی شگفت آور رقبای زیادی را کنار زد و شعبههای متعدد باز کرد و بعد از پنج سال، صاحب پنج میلیارد دلار ثروت شد. تعداد کارکنان ایبی بیش از ۲۷ هزار نفر اعلام شده است. ایبی تا پایان سال ۱۹۹۸ بیش از دو میلیون کاربر داشته و ۷۵۰ میلیون سود کسب کرده است. در حال حاضر بیش از ۱۴۸ میلیون کاربر ثبتنام شده دارد. آمازون پس از موفقیت ایبی در سال ۱۹۹۹ با الهام از آن آغاز به کار میکند. آنقدر موفقیت ایبی سریع و اعجابآور بود که بسیاری اعتقاد داشتند خرید و فروش آنلاین جای دیگر اقسام کسب و کار را میگیرد. نظری که پیر با آن مخالف است و معتقد است که مردم هنوز از خرید در خیابانها و مغازهها لذت میبرند.
سایت فوربس گزارش داده است که درآمد جهانی ایبی از ۴.۶ بیلیون در سال ۲۰۰۸ به ۷.۳ بیلیون دلار در سال ۲۰۱۲ رسیده است؛ رشدی سالیانه با نرخ ۱۲ درصد. رشدی که حالا پیر امیدیار را در جایگاه یکی از ثروتمندترین اشخاص دنیا در رتبه ۱۲۳ با ۸.۵ بیلیون دلار دارایی قرار داده است. او و همسرش پاملا به یکی از نیکوکاران جهان تبدیل شده و «شبکه امیدیار» را در سال ۲۰۰۴ به همراه همسرش پاملا کر پایهگذاری کردند تا بر سیاستهای عمومی تاثیر گذارند.

امیدیار همچنین به حوزه روزنامهنگاری آنلاین وارد شد و هانولولو سیویل بیت (Honolulu Civil Beat) را با هدف گزارشگری تحقیقی و مسائل عمومی به راه انداخت. پیر در سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که سازمان خبری” First Look Media” را با مشارکت «گلن گرینولد»، «لارا پویتراس» و «جرمی اسکهیل» راه میاندازد تا به حوزه گزارشگری عمیق، تحولساز و بیطرف کمک کند. گلن گرینولد روزنامهنگاری بود که اسناد اسنودن را از سیستم عظیم جاسوسی آژانس امنیت ملی امریکا (NSA) برای نخستین بار در گاردین منتشر کرد. نخستین مجله آنلاین این موسسه با نام “Intercept” ابتدای سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
امیدیار حساسیت خاصی نسبت به سیستم جاسوسی ارتباطات کاربران آنلاین توسط آژانس امنیت ملی دارد و تلاش میکند با نقض حریم خصوصی استفادهکنندگان از اینترنت مقابله کند. امیدیار تاکید بسیاری بر نقش کلیدی رسانههای مستقل و آزاد در جوامع دموکراتیک، شفافیت دولتها و کار شبکههای اجتماعی دارد و به نظر میرسد در راه کمک به این بخش قدم گذاشته است.
امیدیار سال ۲۰۰۰ شغلی خارج از ایبی گرفت و عضو هیئت مدیره “ePeople” شد. همسر او «پاملا امیدیار» از سال ۱۹۹۹ پس از ازدواجشان در این مراحل همراه او بوده و آنها سه فرزند دارند و در حال حاضر ساکن هاوایی هستند.
امیدیار امید به بهتر شدن جهان دارد و معتقد است که «اگر به جهانیان کمک کنیم تا با شبکه و اطرافیانشان ادغام شوند، مشکلات بزرگ دنیا حل خواهد شد. باید به مردم مسئولیتی را که در گروه دارند یادآوری کرد و حتی نشان داد که این موضوع برایشان سود هم دارد. می توانید با مشکلات مهم مثل بیخانمانی و وضعیت نامناسب خدمات اجتماعی مقابله کنید.»