متولد اسفند ۱۳۶۲ است، در پایتخت آمریکا به دنیا آمده اما جای دیگری بزرگ شده است: ایران.
هنوز یک سالش نشده بود که خانوادهاش عزم وطن کردند و از آمریکا به ایران برگشتند. خانوادهای از طبقه متوسط که در تهران ساکن شدند، مادرش کارمند اداره پست بود و پدرش مدیر تولید یک گروه صنعتی. به دبستان مولوی و راهنمایی پویا و دبیرستان شریف رفت و سرانجام بهتر از دانشگاه آزاد تاکستان قبول نشد، در رشتهای که دوست نداشت: مهندسی مکانیک. البته به کامپیوترخیلی بیشتر از مکانیک علاقهمند بود. بعد هم به سربازی رفت، دوران خدمت سربازی هم مهارتش درکامپیوتر به دردش خورد. در پادگان کارخانه هواپیماهای نظامی مهرآباد خدمت کرده است. آنجا برنامهای برای انجام امور پرسنلی نوشت و لوح تقدیری گرفت و دو سالی که آرام گذشت. هم انگلیسی را در ایران یاد گرفت و هم برنامهنویسی را. در دانشگاه مکانیک خوانده، یا شاید بهتر بگویم نخوانده چون خیلی طول کشید تا مدرکش را بگیرد، اما در عوض عاشق کامپیوتر بود. از دوره راهنمایی حسرت کامپیوتر داشت. که البته برای یک خانواده متوسط چندان آسان نبود، پول تو جیبیاش را جمع کرد و البته از پدرش هم کمک گرفت تا بالاخره سوم راهنمایی که بود، یک کامپیوتر ۳۸۶ خرید، به قیمت هزار ۱۲۰ تومان که سال ۱۳۷۵ برای خودش رقمی بود.
کامپیوتر و نوجوانی
آنقدر عشق کامپیوتر بود که به جای عکس بازیگران و خوانندگان روی دیوار اتاقش عکسهای مجله پیسی ورد بود اما فقط پنجشنبهها حق داشت به سراغ کامپیوترش برود که به درسش لطمه نزند. خودش میگوید که مادرم از در که بیرون میرفت کامپیوتر را روشن میکردم و قبل از برگشتنش خاموش میکردم و روکش نقرهای رویش میکشیدم. بعد از یک مدت مادرم شک کرده بود وقتی از راه میرسید مانیتور را چک میکرد که ببیند گرم است یا نه.
آرش میگوید: اوخر دبیرستان که بودم اینترنت آمد؛ ده ساعت در ماه از شرکت سفینه. آنچه درباره کامپیوتر میداند را بیشتر را خودش آموخته است اما دورههای مایکروسافت مجتمع فنی را هم گذرانده است. اولین زبان برنامهنویسیای که یاد گرفت “visual basic” بود. حالا بیشتر با موبایل اپ کار میکند اما یک پروژه مهم دارد که قرار است در اکتبر ۲۰۱۵ در نمایشگاه “GITEX” دبی رونمایی شود: آیینه هوشمند. بخش عمدهای از روزش را به توسعه اختراع و ایدهاش میگذارند اما از راه کار روی اپلیکیشنهای موبایل اموراتش را میگذارند.
آینه هوشمند
ایده طرح از خودش آمده که انتخاب لباس برایش خیلی دشوار است. میگوید آدمهای زیادی مثل من هستند. آینه هوشمند، در واقع یک آینه است که با توجه به وضعیت هوا و برنامه روزانه و آنچه که در هفته گذشته پوشیدهاید از لیست لباسهای شما یکی را پیشنهاد میکند. البته کارهای بیشتری هم میتواند بکند از تماس با دوستانتان و پرسیدن نظر آنها گرفته تا چک کردن فیسبوک و اخبار. این اختراع در سال ۲۰۱۴ ثبت شده اما تا عملی شدن آن راه درازی مانده است. نزدیکترین چیزی که در بازار وجود دارد محصول شرکت پاناسونیک است که برای فروشگاههای لباس ساخته شده اما اینکه آیینه لباسهای شما را پیشنهاد کند ایده جدیدی است.
بخش عمده پیشرفتش را مدیون داشتن فرصتی برای تجربه از طرف مدیران شرکت و حمایت آنان از وی در یازده سال حضور در آن شرکت در ایران میداند. به واسطه پدرش در شرکتی که او کار میکرد مشغول شد و بعد که خودش را نشان داد، مسئول “IT” شرکت شد، مسئولیتی که تا سال ۱۳۹۱ ادامه پیدا کرد. در ایران هم کارهای زیادی کرده از پنلهای تاچ اسکرین پکیچ های دیواری شوفاژ گرفته تا ساختن رباتی برای تست کنترهای برق. اما خودش میگوید نمیخواست کارمند بماند. در آمریکا به دنیا آمدنش کمکش کرد که به این کشور بیاید تا شاید رویاش را بسازد.
کجا؟
تازه ازدواج کرده و تصمیم گرفتن درباره این موضوع چندان ساده نیست. اما، در پاسخ این سوال که میخواهی آمریکا زندگی کنی یا ایران میگوید هر جا که بتوانم طرحم را عملی کنم. شاید چین شاید آفریقا، آنچه که بتوانم کار کنم همانجا زندگی میکنم.