زندگی کوتاه و غمانگیز آلن ماتیسون تورینگ که از او به عنوان پدر علوم کامپیوتر نیز یاد می شود، پر از فراز و نشیب اما با درخششهای بسیار بود. داستان زندگیاش را هرکس بخواند از خود خواهد پرسید اگر او زنده میماند چه راهی میرفت، چه گره ای را می توانست از چالشهای علمی نوین بگشاید و چه دستاوردهایی را برای بشریت به ارمغان میآورد.
آلن ماتیسون تورینگ که به عنوان پدر علم محاسبه نوین و هوش مصنوعی شناخته می شود در 23 ژوئن ۱۹۱۲ از پدر و مادری بریتانیایی در محله «میدا ویل» لندن به دنیا آمد. پدرش از کارکنان خدمات کشوری انگلیس در هند بود. خدمات کشوری سازمانی بود که از سال 1858 تا زمان استقلال هند عهده دار امور کشوری در هند بود. مادرش میخواست که فرزندانش در بریتانیا به دنیا بیایند و آموزش ببینند، بنابراین فرزندان را نزد یک زوج ارتشی بازنشسته در بریتانیا سپردند.
آلن که به عنوان یکی از بنیانگذاران علوم کامپیوتر شناخته می شود از کودکی ریاضیات و علوم تجربی برایش جذاب بود و درخشش او هم در این علوم از چشم دیگران پنهان نمیماند. اما او هرگز نتوانست با آموزشهای دینی و کلیسایی مدرسه ارتباطی برقرار کند و همیشه کمترین نمرههایش در این دروس بود. آلن گوشهگیر و آرام بود و مرتب ناخنهایش را میجوید و تا پایان عمر رفتارهای عجیب و غریب از خود بروز میداد. مشهور است که لیوان چایش را برای آنکه دزدیده نشود با زنجیر به لولههای رادیاتور میبست یا وقتی که زنجیر دوچرخهاش مشکل داشت و پس از مسافت معینی از جا در میرفت، به جای تعمیر کردن آن، شمار دورهایی را که رکاب میزد میشمرد و در آستانه در رفتن زنجیر از دوچرخهاش پیاده میشد تا آن را با دست جا بیاندازد!
جرقه اندیشهها و پژوهشهای تورینگ در دوران مدرسه بروز کرد. دوستی او با نابغهای دیگر به نام کریستوفر مورکام باعث شد که او در اندیشهها و ماجراجوییهای علمی خود تنها نباشد و همراهی داشته باشد. کریستوفر عمر کوتاهی داشت و پیش از ورودش به دانشگاه کمبریج بیمار شد و از دنیا رفت. مرگ کریستوفر، آلن را بسیار متاثر و منزوی کرد و باعث شد که ایمانش را به مذهب از دست بدهد اما ایدههای درخشانی نیز در ذهنش ایجاد کرد. ایده هوش مصنوعی و این پرسش که آیا ذهن درخشان کریستوفر را میتوان بازیافت؟ آیا میتوان ماشینی ساخت که بیاندیشد؟

افکاری که منسجم میشود
آلن در سال 1931 تا 1934 در کالج کینگ و دانشگاه کمبریج به تحصیل پرداخت. شرکت در کلاسهای منطق ریاضی ماکس نیومن نیز راه رسیدن به موفقیت را برایش باز کرد. در سال ۱۹۳۶ مقاله معروفش با عنوان «در مورد اعداد قابل محاسبه، با کاربرد در مورد مسئله قطعیت» و همینطور مفهوم «ماشین تورینگ» را ارائه کرد. ماشین تورینگ یک کامپیوتر تئوریک بود. تورینگ تئوری کامپیوترها را پیش از آنکه حتی یک کامپیوتر ساخته شده باشد، پایهگذاری کرد. او در سالهای 1936 تا ۱۹۳۸ به تحصیل منطق ریاضی در دانشگاه پرینستون، در موسسه مطالعات پیشرفته، پرداخت. او رساله دکترای خود را در پرینستون در زمینه منطق ترتیبی (ordinal logic ) در سال ۱۹۳۸ ارائه کرد و موفق به اخذ درجه دکترا شد. دوره دوساله در دانشگاه پرینستون در کارهای بعدی تورینگ نیز اثر مهمی داشت. از یک سو در این مدت فرصت یافت برای نخستینبار روی طراحی یک ماشین حسابگر کار کند و از سوی دیگر به مطالعه رمزنگاری بپردازد . این مطالعه مبنای کار ماشین بامب شد که تورینگ بعدها و در جریان جنگ جهانی دوم آن را برای یافتن کلیدهای سیستم رمزنگاری آلمانیها که به انیگما مشهور بود ساخت. ماشین بامب بخش مهمی از کار شکستن رمز را به شکل مکانیکی انجام میداد. آلن در روز بعد از ورود بریتانیا به جنگ جهانی دوم به صورت تمام وقت بر روی پروژه های رمز گشایی کار کرد و به یکی از شخصیت های تعیین کننده جنگ تبدیل شد.
دستاوردهای آلن
داستان از این قرار است که در سال ۱۹۳۸ یک مهندس جوان لهستانی به نام رابرت لوینسکی، به سفارت انگلستان در ورشو رفت و ادعا کرد که در کارخانهای در آلمان کار میکرده است که ماشینهای ارسال پیام رمز میساختند و جزئیات را در اختیار انگلیسیها قرار داد. تورینگ رییس گروه محرمانه رمزشکن اداره اطلاعات انگلیس در پارک بلچلی (Bletchley Park) در نزدیکی لندن شد و با ساختن دستگاه الکترومکانیکی بامب توانست با سرعت زیاد، پیامهای در هم ریخته انیگما را بخواند. در آن دوره، زیردریاییهای آلمانی مشهور به «یوبوت» تعداد زیادی از کشتیهای متفقین را در اقیانوس اطلس غرق میکردند. با سرعت بخشیدن به رمزگشاییها سرانجام موقعیت همه زیردریاییهای آلمانها مشخص شد و انهدام کشتیها به نحو چشمگیری کمتر شد. آلمانها مظنون شدند اما تصور میکردند که رمز انیگما قابل شکستن نیست و اطلاعات لو رفته است. تورینگ با این رمزگشاییها قهرمان جنگ شناخته شد و در نبردهای علیه آلمان نقشی اساسی ایفا کرد.

آلن در سال ۱۹۴۴ توانست یک دستگاه رمزنگاری گفتاری با نام دلیله بسازد. این دستگاه خود نیز مقدمهای شد تا تورینگ بتواند در سال ۱۹۴۸ ماشین دیجیتال خود معروف به مادام را ارائه کند. مادام کامپیوتری الکترونیکی بود. برای کار با مادام باید ابتدا در اتاق ماشین، یک نفر با استفاده از سوییچهای دستی، برنامه را وارد کامپیوتر میکرد، در هنگام انجام این کار، یک نفر باید به طبقه بالا میدوید تا نوار را وارد دستگاه نوارخوان میکرد و به اتاق ماشین باز میگشت. مدتی بعد مادام برای محاسبه کانالهای سنت لورنس به کار رفت که یکی از عجایب مهندسی بزرگ قرن بیستم بود.
تورینگ از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ در آزمایشگاه ملی فیزیک مشغول به کار شد و به طراحی موتور رایانش خودکار پرداخت. او در این دوره بیشتر به هوش مصنوعی فکر کرد و این پرسش را مطرح کرد که آیا میتوان ماشینی ساخت که به خوبی شطرنج بازی کند؟ پاسخ او مثبت بود به این شرط که گاهی امکان خطا را نیز برای ماشین در نظر گرفته باشیم. در سال ۱۹۵۰، تورینگ نظریاتش را در چندین مقاله ارائه داد که مهمترین آنها ماشینهای محاسبه و هوش بود، در این مقالهها تورینگ تأکید کرد که به کامپیوترها میتوان آموخت تا برای خودشان فکر کنند. اینها تمام دستاوردهای او نبود، او در علوم دیگر مانند زیستشناسی و شیمی هم فعالیت داشت و یکی از نخستین نمونههای کاربرد محاسبات عددی در زیستشناسی را ارائه داد. او از سال 1950 به بعد افدامات مهمی در زیست شناسی ریاضیاتی انجام داد.
از انزوا تا مرگ
افتخارات او در تمام اینسالها باعث شد که در سال ۱۹۵۱ عضو جوان جامعه سلطنتی شود. برتراند راسل یکی از کسانی بود که پیشنهاد عضویت او را داده بود، فیلسوفی که تورینگ تحت تاثیر او بود و راسل نیز اهمیت عمیق فلسفی کارهای تورینگ را تشخیص داده بود. اما این قدردانیها دیری نپایید و اتفاقاتی در سال ۱۹۵۲ مسیر زندگی تورینگ را به کل تغییر داد که در نهایت منجر به مرگ او شد.
در سال 1952 آلن با مرد جوانی به نام آرنولد ماری رابطه برقرار کرد. چندی بعد، خانه تورینگ در منچستر مورد سرقت قرار گرفت و در جریان تحقیقات پلیس پیرامون این سرقت، ماجرای ارتباط جنسی او با آرنولد فاش شد. آگاهی از این ارتباط، به بازداشت و پیگرد قانونی او انجامید. قوانین بریتانیا در آن زمان، همجنسگرایی را جرم و قابل تعقیب قلمداد میکرد و برای آن مجازات کیفری در نظر گرفته بود. محاکمه آلن در آن زمان بازتاب زیادی در روزنامه ها پیدا نکرد. از آلن خواسته شد که یا محکومیت و زندان را انتخاب کند و یا هورمون درمانی را که آلن دومی را انتخاب کرد. هورمون درمانی عوارض جانبی زیادی بر بدن آلن داشت و او را منزوی تر از پیش کرد و در نهایت باعث شد که در سال ۱۹۵۴ با سیبی آلوده به سم سیانید خودکشی کند تا جهان نابغهای اینچنین را بسیار زود از دست بدهد.

بعد از مرگ او یادبودها و نمادهای فراوانی به نامش آراسته شد که مشهورترینش جایزه تورینگ بود که از سال ۱۹۶۶ به طور سالانه به دستاوردهای افراد در علوم کامپیوتر ارائه میشود و قابل مقایسه با جایزه نوبل است. همینطور در سال ۲۰۰۹، گردآوری امضا برای درخواست بخشودگی آلن تورینگ در بریتانیا آغاز شد. گوردون براون، نخستوزیر وقت، از سوی دولت از نحوه برخورد با تورینگ ابراز تأسف کرد اما گردآورندگان امضا، بر عفو رسمی او اصرار ورزیدند و در نهایت، این پژوهشگر برجسته بریتانیایی در سال ۲۰۱۳ و شصت سال پس از مرگش، به طور رسمی مشمول بخشودگی قرار گرفت.
فیلم «بازی تقلید» که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد، روایتی از زندگی تورینگ است. فیلم سه دوره مهم زندگی تورینگ را به تصویر میکشد: سالهای ناشاد نوجوانی که در مدرسه شبانهروزی سپری شد؛ دوران جنگ جهانی دوم که وی بر ماشین انیگما آلمانها کار میکرد؛ و در نهایت سالهای تراژیک پس از جنگ، زمانی که تمایلات همجنسگرایانه تورینگ آشکار و به مرگش منجر شد.