با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، ایران یکی از شدیدترین و طولانیترین دورههای قطع و محدودیت اینترنت در جهان را تجربه کرده است. دادههای نهادهایی مانند NetBlocks و Cloudflare Radar نشان میدهد که این اختلالها نهتنها گسترده، بلکه هدفمند و چندلایه بودهاند.
آغاز قطع سراسری
از تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ برابر با ۸ ژانویه ۲۰۲۶، همزمان با گسترش اعتراضات سراسری در ایران، دسترسی به اینترنت در ایران به طور ناگهانی کاهش یافت. دادههای Cloudflare نشان میدهد که ترافیک اینترنت کشور در عرض چند ساعت تقریبا به صفر رسید که نشانه یک قطع کامل ارتباط با اینترنت جهانی است.

NetBlocks نیز در همان زمان گزارش داد که سطح دسترسی به اینترنت در برخی نقاط به حدود ۵ درصد یا کمتر از حالت عادی سقوط کرده است.
تداوم و تشدید اختلالها
برخلاف بسیاری از قطعیهای مقطعی، این اختلالها ادامهدار بوده است. حتی پس از چند هفته، اینترنت به طور کامل بازنگشته و دسترسی همچنان محدود و مبتنی بر لیست سفید (whitelisting) بوده است. در برخی بازهها، سطح اتصال کشور به حدود یک درصد از حالت عادی کاهش یافته است.
این الگو نشان میدهد که هدف صرفا قطع کامل نبوده، بلکه کنترل گزینشی و مدیریتشده دسترسی انجام شده است.
در ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، همزمان با شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، یک موج جدید از قطع اینترنت رخ داد: NetBlocks کاهش اتصال تا حدود ۴ درصد از سطح عادی را ثبت کرد. Cloudflare نیز از «قطع تقریبا کامل» و سقوط حدود ۹۸ درصد ترافیک اینترنت در بسیاری از استانها خبر داد.
این وضعیت در برخی دورهها به بیش از ۴۸ ساعت قطع نزدیک به کامل انجامید.
بر اساس دادههای NetBlocks، این قطعیها یکی از شدیدترین قطعیهای ثبتشده است که به بیش از ۲۴۰ ساعت رسیده است و بهعنوان یکی از شدیدترین موارد قطع اینترنت در جهان ثبت شدهاند. همچنین گزارشها نشان میدهد که ایران در بخشی از سال ۲۰۲۶، عملا بخش قابل توجهی از زمان خود را با اینترنت محدود یا قطعشده سپری کرده است.
الگوی کنترل: از قطع کامل تا اینترنت طبقاتی
تحلیل دادهها نشان میدهد که سیاست اعمالشده ترکیبی از چند روش بوده است:
- قطع کامل اینترنت در لحظات بحرانی
- محدودسازی شدید پهنای باند
- اجرای دسترسی مبتنی بر لیست سفید برای برخی کاربران یا نهادها.
این مدل به دولت امکان میدهد در عین قطع ارتباط عمومی، دسترسی کنترلشده برای گروههای خاص را حفظ کند.
این اختلالها پیامدهای گستردهای داشتهاند که شامل: اختلال در ارتباطات داخلی و بینالمللی، کاهش شدید فعالیتهای اقتصادی و آنلاین، محدودشدن دسترسی به اطلاعات و اخبار و افزایش استفاده از ابزارهای دورزدن فیلترینگ است.

در عین حال، قطع یا مسدودسازی اینترنت فقط یک اختلال فنی نیست؛ بلکه ابزاری برای کنترل جریان اطلاعات نیز محسوب میشود. با قطع اینترنت، امکان انتشار سریع اخبار، تصاویر و ویدیوها از داخل کشور بهشدت کاهش مییابد و ارتباط شهروندان با رسانهها و افکار عمومی جهانی مختل میشود. این شرایط باعث میشود روایتهای مستقل کمتر دیده شوند و فضای اطلاعرسانی تا حد زیادی تحت کنترل قرار گیرد.
در چنین وضعیتی، اقدامات سرکوبگرانه میتواند با هزینه رسانهای کمتر و نظارت بینالمللی محدودتر انجام شود، زیرا دسترسی به شواهد و گزارشهای میدانی کاهش مییابد. همزمان، کاربران داخل کشور برای دریافت و ارسال اطلاعات با محدودیتهای جدی مواجه میشوند و ناچار به استفاده از ابزارهای جایگزین و اغلب پرخطر هستند.
برآوردها همچنین نشان میدهد این قطعیها هزینه اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته و عمده کسبوکارهای آنلاین را عملا متوقف کرده است.
دادههای NetBlocks و Cloudflare نشان میدهد آنچه در ایران رخ داده، یک قطعی ساده اینترنت نیست، بلکه نمونهای از سرکوب دیجیتال ساختاریافته است؛ مدلی که ترکیبی از قطع کامل، محدودسازی هدفمند و کنترل دسترسی را شامل میشود. این روند میتواند نشانهای از حرکت به سمت اینترنت ملی و جداسازی بیشتر از شبکه جهانی باشد؛ موضوعی که پیامدهای عمیقتری برای جریان آزاد اطلاعات در ایران خواهد داشت.